بی بازگشت

بی بازگشت

بی بازگشت

احسان ضیاء بروجنی
۱۲ آبان ۱۳۹۶
۲۲ آبان ۱۳۹۶

بی بازگشت...

انسان در حرکت است،ازفضایی به فضایی واز تجربه ای به زمانی ومکانی و بلوغ افکارو روان ها ودیگرگونگی،ازابتدای غریزه،از بکارت ازبداهگی تا به انتهای زمان مقرر.

من دیگرگون شده ام،وغریزه ی سالم من دستخوش تغییر گشته،به مکان به زمان به تصاویر وهجوم روان ها وتناسبات گونه گون رفتاری،وتغییر،ازمنی به من دیگر ودراین روند وحشیانه ودوراز دسترس،من،این غریزه ی سالم،این بکارت خلق شده به دست طبیعت،گم شده،پنهان شده،ودر تغییر شکل ،منِ دیگر شده.

انسان،این حجم ساکن در حرکت ،از درون وبیرون،ودرارتباط مداوم با محیط،ودراین تغییر بزرگ،واین حرکت بزرگ راستین،هرروز گم شده وفاصله گرفته از ذات،از نطفه ی حقیقی،از ادراک وخودآگاهی محض وهر لحظه دربرگشت به ابتدای آگاهی وغریزه ی نخستین