نه آنست که هست!!،نه آنست که نیست؟!!

نه آنست که هست!!،نه آنست که نیست؟!!

نه آنست که هست!!،نه آنست که نیست؟!!

نازنین زادمهر
۰۹ بهمن ۱۳۹۴
۱۹ بهمن ۱۳۹۴

نه آنست که هست!!، نه آنست که نیست ؟!!

انسان با دوری از دوران کودکی ، از سادگی ها و یک رنگی ها فاصله میگیرد. بر خلاف دوران کودکی که درون و بیرون کودک یکی است ،هر آنچه فکر می کند را بر زبان می راند و هر طور که می اندیشد زندگی می کند، با افزایش سن، کم کم خواسته یا ناخواسته جهت تطبیق دادن خود با برخی از انتظارات جامعه و یا در راستای پیشبرد منافع خویش ،هر روز صبح هنگام بیدار شدن از خواب ،جلوی آینه به تماشا می ایستد و بر چهره نقابی مینشاند تا بخشی از حقیقت وجودی خود را در قالب تظاهرات غیر واقعی که از خویش نشان می دهد ,مخفی کند ...

و دیگر...نقاب جزئی جدایی ناپذیر از زندگی و چهره و رفتارها می شود تا جایی که مثل نفس کشیدن تبدیل به یک عادت گردیده! که در ظاهر قابل رویت نمی باشد و همین باعث می شود آرام آرام تمامی سادگی وجودی انسان غیر قابل دسترس شده و نهایتا از بین برود.

شاید همه آنچه که یاد کودکی وسادگی های آن دوران را زنده میکند ، تنها اندک وسایلی باشند که در گنجه یا قفسه ای, گوشه ی انباری خانه ها خاک می خورند، درست همانند حقیقت وجودی مان! که در پستوی فطرتمان خاک می خورد!