زیر پوست پاپ

زیر پوست پاپ

زیر پوست پاپ

عیسی جباری
۰۷ آبان ۱۳۹۵
۱۷ آبان ۱۳۹۵
از زخمهای مسیح تا طعم بستنی در کش و قوسم!
همیشه یک جــریان درونی به من می گـــوید که با من بازی می کننــد، شــاید با همه، نمی دانم!  قضاوتش سخت است. چشـم هایم را می بنــدم، همه تصـــاویر در تیرگــی پشت پلکهایم در روند و آیندی صاعقه وار،  تمرکزم را روی هرمعنایی از من می گیرد.
گاه نمی دانم این همه فاصله را چه کنم. فواصلی که هیچ گاه ساختارمند بیرون نمی توان ریخت، گاه همین دنیای رنگارنگ که حاصل بمباران تبلیغاتی است وگاه نهادینه گی های اعتقادی که در شکل گیریشان رام بودم.
انگــار من برای تصمیم گیری هایم همیشه یک قدِ کوتاهِ مفلوکـم! انسانِ امروزم!
اما نمی خواهم تســـخیرم کنند، صفحات تبلیغاتی که اغلب تصـاویر خوردنی هاست را ازهم می درم تا به زمینه ها ی حقیقی دست آویزم، اما آنها هم دستمـالی شده اند، چین وچـروک تاریخی، صافی وشـفافیت آنها را مکـدر ساخته.
سیاه و تلخ نمی بینم، دنیا رنگی ست برایم، اما رنگها... رنگها، آب خوش ازگلــویم دریغ می دارند. می ریزم، می پاشم، اما نه بی اعتنا.من حاصل فاصـــــله هایم! گـــاه غریزه وگاه تعــقل! باتمام بدنـــم، باهمه لاجــرم هایم و با تکنیکـــم، هر آنچه که بینشــــــم به درکش می رســـد را نقاشــــــانه اما نه غـــــایی، حتما پر ازخطـــا به تصــــویر می کشـــم. من مدیومی حســــاسم برای بروز این خطـــا های فاصــــله انگیز.      واپسین روزهای مهر نود وپنج /عیسی جباری